بشنویدپادکست آستروپدیا را بشنوید یا برای بعد دانلود کنید

چرا بیگانگان با زمین تماس نمی گیرند؟

بارها در تلوزیون و فیلم های سینمایی صحنه هایی را دیده ایم که قصد داشته اند, موجودات هوشمند را در نقطه ای دیگر از جهان برای ما به نمایش بگذارند. تکرار در نمایش این موجودات که فعلا خیالی به نظر می آیند از ET گرفته تا هیولاهای درنده همگی باعث شده تا این دیدگاه در ذهن مردم باور پذیر شود.

با وجود این پیش زمینه ها آیا احتمال دارد که ما در جهان تنها نباشیم؟ و اگر حیات هوشمندی بیرون از اینجا وجود دارد, پس چرا تا به حال با ما ارتباط برقرار نکرده است؟

اولین شخصی که این سوال را به صورت علمی و در یک راه اصولی پرسیده فرانک دریک بود, که معادله ای نیز در همین زمینه برای محاسبه تعداد تمدن های فرا زمینی در کهکشان طراحی کرد. می توان گفت معادله طراحی شده توسط فرانک تا حدود زیادی پیچیده است, با این حال در اینجا نسخه ساده شده این استدلال را خواهیم آورد.

ابتدا اجازه دهید تا تعداد ستارهای موجود در کهکشان را بشماریم. آنچه که در یک نگاه می توان گفت تنها یک جمله است, میلیارد ها و میلیارد ها! و چه مقدار از این ستاره ها صاحب سیاره های مدارگرد هستند؟ تا همین چند دهه گذشته واقعا مشخص نبود. اما دانشمندان در ۲۰ سال گذشته فرآیند های قابل توجهی را به منظور تشخیص و نشانه گذاری سیاره ها به دور ستاره های غیر خورشیدی انجام داده اند. نتیجه این بررسی ها نشان می دهد تعداد بی شماری ستاره و سیاره مدارگرد به دور آنها در جهان اطراف ما وجود دارند.

مخلوقات ناشناخته از دید ما می توانند در هر یک از این سیاره ها زندگی کنند. بسیاری از سیاره ها گوی های بزرگ گازی هستند, یا خیلی گرم یا خیلی سرد یا اینکه مناسب برای آب مایع, درست مانند تمام شرایطی که در زمین میزبان حیات بوده است. اما به نظر می رسد تعداد کمی از سیاره های شناخته شده تا به حال شرایط مناسبی از نظر دما داشته باشند. از دید دانشمندان سیاره هایی میزبان حیات هستند که: برای ایجاد آب مایع نه بسیار سرد و نه بسیار گرم باشند. (البته این دیدگاه بدون در نظر گرفتن امکان وجود گونه های مختلف حیات بدون نیاز به آب بوده است.)

حال قصد داریم تا وارد قلمرو تاریک شویم. چقدر احتمال دارد که حیات در سیاره های مستعد ایجاد شود؟ در واقع جوابی برای این سوال وجود ندارد, اما آنچه که مشخص است, زمین در مدت کوتاهی بعد از تشکیل منظومه شمسی, صاحب حیات شده و آن را در هر شرایطی تا به امروز حفظ کرده است.

مجموعه ای از موجودات عجیب و ناشناخته در اعماق تاریک اقیانوس ها و در کنار دریچه های آتشفشانی در محیطی غنی از گوگرد, آب جوش و پر فشار زندگی می کنند. باکتری های مقاوم در برابر پرتو های رادیو اکتیو, در مکان هایی که بشر حتی یک دقیقه توان تحمل ندارد, حمام آفتاب می گیرند و یا شاید بیشتر از آنها, تاردیگرید های میکروسکوپی که موجوداتی هشت پا با ظاهری خرس مانند هستند, و در نیتروژن مایع یا الکل جوش آمده امکان رشد دارند, همگی نشان می دهند که احتمال حیات در سیاره های دیگر بسیار بالاست.

اما سوال اصلی اینجاست که چگونه این ساختار های ساده می توانند به موجوداتی هوشمند تبدیل شوند؟ که ماسفانه تا به امروز جوابی برای آن وجود نداشته و دانشمندان برای توضیح آن سرنخی در دست ندارند. با این حال بسیاری از دانشمندان با در نظر گرفتن این سطح از احتمال حیات, وجود نوع هوشمند آن را اجتناب ناپذیر می دانند که در این صورت بسیاری از کهکشان ها می توانند صاحب تمدن هایی هوشمند باشند.

اگر کهکشانی صاحب موجودات هوشمند شده است, آنها کجا هستند؟ با در نظر گرفتن محدودیت سفر های بین ستاره ای نسبت به سرعت نور, شاید جای تعجبی نباشد که تا به حال کسی در زمین به دیدار ما نیامده است. از طرفی در صورتی که این موجودات وجود داشته باشند حداقل باید بتوانیم کمترین میزان امواج رادیویی از آنها را شناسایی کنیم. چه آنهایی که قصد ارتباط مستقیم با ما را داشته و چه امواجی که به صورت تصادفی از فعالیت های آنها به سمت ما آمده اند.

پس چرا این دوستان بیگانه با ما تماس برقرار نمی کنند؟ این سوالی است که فیزیکدان معروف انریکو فِرمی مطرح کرده و آن را تضاد فرمی می نامند: این نظریه می گوید تمام احتمال ها به یک نتیجه ختم می شوند و آن هم عادی بودن تمدن های بیگانه در جهان می باشد, با این حال تا کنون هیچ نشانه ی رسمی از آنها دیده نشده است.

یکی دیگر از احتمالات, نادر بودن حیات هوشمند در کیهان است. به بیان دیگر حیات می تواند در کیهان پدیده ای متداول باشد اما حیات هوشمند پدیده ای نادر و کمیاب است. هنگامی که زندگی در چشم بر هم زدنی پس از ایجاد منظومه شمسی توسعه پیدا کرد, نمونه های بسیاری پا به زمین گذاشته تا اینکه امروز نوبت انسان شده است. این اتفاقات یادآوری می کنند که هر چند هوش مشخصه ای مفید برای حفظ بقاء است, اما آنچه که پس از دوره های مختلف باقی می ماند همیشه باهوش ترین نمونه نخواهد بود. اگر حادثه برخورد شهاب سنگ با زمین رخ نداده بود, بدون شک امروز دایناسور ها به جای ما بر روی زمین حکم رانی می کردند.

مارتین رِس ستاره شناس بریتانیایی در کتاب خود به نام (آخرین ساعات ما) احتمالات فاجعه آمیزی که ممکن است روزی برای بشر رخ دهند را مطرح می کند:

یکی از این احتمالات نابودی بشر به دست خود و از روی نادانی است. تا همین اواخر نابودی نسل بشر تنها به وسیله بمب های اتمی امکان پذیر بود. اما به تازگی سلاحی خطرناک تر از بمب های هسته ای به ناوگان های تخریبگر اضافه شده و آن مهندسی ژنتیک ویروسی است.

همچنین لازم است به این موارد نانو روبات های خود تکثیر شونده و قابل برنامه ریزی را نیز اضافه کرد که می توانند به صورت خودکار مواد را به روبات تبدیل کنند. روبات کوچکی را تصور کنید, که اندازه ای در حد یک تار موی انسان دارد. برای انجام برخی فعالیت ها طراحی شده و می تواند با استفاده از مواد موجود در محیط از خود نمونه مشابه تولید کند. در ابتدا یک ماشین وجود دارد که تکثیر شده و به دو ماشین تبدیل می شود و آن دو به چهار و این چرخه همچنان ادامه پیدا خواهد کرد. اما اگر فرآیند از کنترل خارج شود چه اتفاقی خواهد افتاد؟ ماشین ها می توانند به سرعت کل زمین را همراه با هر چیز دیگری که در آن است مصرف کرده و تبدیل کنند.

همچنین ممکن است کهکشان های دیگر هم به طور بلقوه صاحب حیات هوشمند باشند, اما چیزی مانع ارتباط ما با یکدیگر می شود. البته این ایده به نوعی گمانه زنی محسوب می شود. (معمولا زمانی که دانشمندان سخنی از گمانه به زبان می آورند, خبر از ایده ای جذاب می دهد که تنها یک مرحله با خرافات و یاوه گویی فاصله دارد)

در این زمینه گمانه ها بیشتری نیز وجود دارد, مثل:

کهکشان مکان خطرناکیست که یک نمونه هوشمند, کاوشگر های روباتیک خود را برای نابودی تمام رقبا به فضا فرستاده است. به همین خاطر دیگران پنهان شده اند. شاید در این میان ما هم نباید مشخصات منظومه شمسی خود را برای تماس با بیگانگان در کاوشگر های فضایی قرار دهیم.

این گمانه ها و نمونه های مشابه همگی قصد دارند به نوعی بیان کنند که گونه ای از تمدن پیشرفته تر همواره قصد داشته تا تمدن های نوپا مانند ما را از ارتباط منع کند. مانند یک باغ وحش که در سطح کیهان اجرا شده و بر روی آن نوشته اند: لطفا به قفس ها نزدیک نشوید.

برخی نیز پا را از گمانه های عادی فراتر گذاشته و پیشنهاد می کنند که ما در حال زندگی در یک کامپیوتر شبیه ساز هستیم, مانند دنیای ماتریکس که برادران واچوفسکی در فیلم خود به نمایش گذاشته بودند.

به هر حال اطلاعاتی که امروز در دسترس هستند کافی نیست و بشر, کودکی نوپا در راه اکتشافات فضایی محسوب می شود. هر پدیده ای هم که تا کنون به عنوان علم پذیرفته شده زمانی چیزی بیشتر از یک ایده ی خام نبوده است. شاید روزی رسید که یکی از این ایده ها که البته امروز خنده دار یا تخیلی به نظر می رسند به عنوان واقعیت مورد قبول قرار گرفت و بر اساس آن پیشرفت های دیگری حاصل شد.

منبع: space.com

افزودن دیدگاه

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *